شکار و طبيعت

 

+ علیرضا صمدی بهرامی ; ۳:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٢/۱٥
    پيام هاي ديگران ()   

 

+ علیرضا صمدی بهرامی ; ۳:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٢/۱٥
    پيام هاي ديگران ()   

 

+ علیرضا صمدی بهرامی ; ۳:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٢/۱٥
    پيام هاي ديگران ()   

 

+ علیرضا صمدی بهرامی ; ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/٩
    پيام هاي ديگران ()   

 

+ علیرضا صمدی بهرامی ; ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/٩
    پيام هاي ديگران ()   

مطلب تکمیلی در مورد تفنگ بادی

با سلام

یکی از خوانندگان مطلب "راهنمایی نوآموزان تیراندازی با تفنگ بادی" به نام رامین متنی رو نوشته که من عین اون مطلب رو برای استفاده اینجا قرار میدم:

"
من هم یک تفنگ ۳۵ دیانای بادی دارم.البته الان دیگر زیاد با ان کار نمیکنم و به تیراندازی با سلاحهای پیشرفته تری همچون ساچمه زنی میپردازم اما به تمامی دوستان توصیه میکنم که :

۱-شروع تیراندازی و به خصوص به صورت حرفه ای با سلاح بادی است.

۲-سلاح بادی هم با توجه به نوع کاربرد ان در فضاهای کوچک در صورت بی توجهی خساران مالی و جانی زیادی به بار میاورد.

۳-سلاح نباید چیز غریبی باشد پس ان را به همه نشان دعید و حتی در مواقعی با رعایت کامل اصول ایمنی ان رابه ست کودکان دهید و حتی به انها اجازه دهید با ان بادر حضور خودتان تیراندازی کنند.

۴-سعی کنید سلاح را در جایی مطمئن محکم و در بسته نگهداری کنید و حدالامکان هر روز ان را چک کنید.

۵-اگر سلاحتان عیبی پیدا کرد به هیچ وجه قصد تعمیر ان را نکنید و ان را به تعمیرکاران مجاز بسپارید و رسید دریافت کنید.

۶-و در اخر ان که هیچ گاه سلاح را خالی مپندارید و سلاح پر را هیچگاه از خط تیر و مکان تیراندازی خارج نکنید."

+ علیرضا صمدی بهرامی ; ۱:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٩
    پيام هاي ديگران ()   

 

+ علیرضا صمدی بهرامی ; ٤:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٦
    پيام هاي ديگران ()   

پرندگان ملي

تا امروز نميدونستم كه پرندگان هم از نماد هاي ملي كشورها به شمار مي روند. اطلاعات كامل رو در مورد اين نمادها مي تونيد تو سايت زير ببينيد:

http://en.wikipedia.org/wiki/Main_Page

جالبه كه بدونيد پرنده ملي ايران، بلبل يا هزار دستانه

با نام انگليسي Nightingale  و نام علمي Luscinia megarhynchos

و كبك به عنوان پرنده ملي كشورهاي پاكستان و عراق شناخته مي شه

+ علیرضا صمدی بهرامی ; ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱۱/۱۳
    پيام هاي ديگران ()   

امانت داری يا کپی رايت؟!!!

کپی رايت !

ظاهرا مشکل کپی کردن آنچه که ديگران تهيه کرده اند، به وبلاگ ها هم کشيده شده. البته اگه مطلبی تو يه جايی نوشته می شه، به نظر من اشکالی نداره تو وبلاگهای ديگه هم بياد تا افراد بيشتری بتونن اونو بخونن و استفاده کنن. ولی رسمش اينه که منبع اون مطلب ذکر بشه تا خدای نکرده سرقت وبلاگی ! محسوب نشه.

مثلا يکی از سروران اهل طبيعت (آقای سعيد قمريان) که تو وبلاگ شکارو طبيعت و اسلحه مطلب می نويسند، نوشته های منو درباره کبک عينا کپی کرده و تو وبلاگش آورده. البته مطلبی که نوشتم چيز خيلیبا ارزشی نيست ولی خوب وبلاگ نويسان عزيز بايد رعايت امانت رو بکنن، مخصوصا اگه اهل طبيعت هستند.

با آرزوی توفيق برای اين دوست عزيز و تمامی وبلاگ نويسان

+ علیرضا صمدی بهرامی ; ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٤/۱۸
    پيام هاي ديگران ()   

تفنگ بادی و ایمنی

 

بسیاری از مردم به اشتباه فکر می کنند که تفنگ های بادی, یک نوع اسباب بازی  بی خطر و یا کم خطربوده و بنابراین نیازی نمی بینند که قبل از خرید, استفاده از آن را به فرزند خود بیاموزند.

در واقع, تفنگ های بادی نه تنها بی خطر نیستند, بلکه اگر به درستی از آنها استفاده نگردد, می توانند خطرناک باشند.

تفنگ بادی اسباب بازی نیست! باید نحوه استفاده صحیح از آن را به فرزند خود بیاموزید. سرعت زیاد ساچمه در تفنگ های بادی امروزی که معمولا بیش از 100 متر بر ثانیه است, خطرناک بودن این وسیله را بیشتر کرده است. اگرچه متاسفانه در کشور ما به تفنگ بادی به عنوان یک اسباب بازی بچگانه نگاه می شود, ولی استفاده از آن برای افراد زیر 16 سال (که آموزش ندیده اند) بسیار خطرناک است.

پس قبل از خرید تفنگ بادی برای فرزندتان, به موارد زیر اکیدا توجه کنید:

  1. تفنگ بادی اسباب بازی نیست.
  2. استفاده از آن حتما باید زیر نظر بزرگسالان صورت گیرد.
  3. بی دقتی در استفاده از آن, ممکن است به زخمی شدن و حتی مرگ منجر گردد.
  4. ساچمه آن بعد از شلیک, تا فاصله 320 متری, خطرناک است.
  5. برای افراد زیر 16 سال توصیه نمی شود.

ضمنا موارد زیر را در هنگام استفاده از تفنگ بادی رعایت کنید:

  1. همیشه از مسلح نبودن و خالی بودن تفنگ در هنگام حمل, مطمئن باشید. به گفته کسی در این مورد اطمینان نکرده و خودتان آن را چک کنید.
  2. تفنگ بادی مسلح را به داخل مکان های عمومی, خودرو یا منزل نبرید.
  3. وقتی که قصد بالا رفتن از درخت یا جایی را دارید, و یا اگر می خواهید از جایی بپرید, هرگز تفنگ مسلح را همراهتان نبرید. مطمئن ترین تفنگ نیز ممکن است در این مواقع, شلیک کرده و به شما یا کسی که در نزدیکی شما قرار دارد صدمه بزند.
  4. هرگز به سطوح تخت, سخت یا به سطح آب شلیک نکنید. کمانه کردن ساچمه در این موارد, خطرناک است.
  5. اگر قصد نشانه گیری و تیراندازی به هدف یا سیبل دارید, آن را در زاویه ای قرار دهید که مستقیما رو به شما نباشد.
  6. مطمئن شوید که در پشت هدف یا سیبل؛ چیزی قرار دارد که مانع از پیشروی بیشتر ساچمه خواهد شد. (مثل تل خاک یا شن, کیسه حاوی خاک اره و نظیر آن)
  7. دقت کنید امکان اینکه فرد یا حیوانی به طور ناگهانی از جلوی هدف عبور کند, وجود نداشته باشد.
  8. هنگام تمرین و آموزش بهتر است از عینک محافظ استفاده کنید.
  9. ازنبودن مانع احتمالی در داخل لوله تفنگ اطمینان حاصل کنید.
  10. تفنگتان را همیشه تمیز و در شرایط خوب نگاه دارید.
  11. هرگز به سوی کسی نشانه نگیرید.

با آرزوی سلامتی برای همه

عليرضا صمدی بهرامی

۱۰/۰۵/۸۴

+ علیرضا صمدی بهرامی ; ۸:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٥/۱٠
    پيام هاي ديگران ()   

راهنمايي نوآموزان تيراندازي با تفنگ بادی

 

 هنوز روزي که اولين مجله شکار و طبيعت را ديده و مطالعه نمودم, از ياد نمي برم. شايد اين شماره را چندين بار خوانده و تقريبا کل آن را به خاطر سپردم. مي توانم بگويم که زيربناي فکري من در خصوص شکار, طبيعت و مسايل مرتبط با آن, برگرفته از آموزشهاي اين مجله بوده و چه بسا کسان ديگري نيز تحت تاثير همين آموزش ها قرار گرفته اند. بر اين باورم که مطالب يک نشريه مي تواند در طرز تفکر خوانندگان آن تاثير بسيار زيادي داشته باشد. لذا بايد مراقب بود که نا خواسته اشتباه و سهوي صورت نپذيرد. گرچه انسان جايزالخطا است ولي عمدي در آن نبايد باشد. ان شاء ا...

انسان شکارچي بايد عاشق شکار و تمامي مسايل در رابطه با آن بوده و بيش از هر کسي, به فکر حفظ شکار و عوامل درگير آن باشد. چون اگر شکاري پيدا نشود, قاعدتا شکارچي اي وجود نخواهد داشت. اين دو عامل, لازم و ملزوم يکديگرند. بهره برداري درست, به جز از راههاي منطقي و اصولي, امکانپذير نيست. شکار, غريزه ذاتي و عامل حيات و بقا بوده و انسان اوليه, براي حفظ حيات و بقاي ذات خود راهي بجز استفاده از منابع طبيعي نداشته است. او هرچه متمدن تر گشت و از علوم و فنون بيشتري بهره جست, فقط وسايل و تجهيزات شکار را تغيير داد. زماني که به خاطر روابط جديد اجتماعي ناگزير به شهرنشيني روي آورد, براي تغذيه خود به پرورش دام و طيور و ذبح آنها نمود. ولي با اين تفاوت که کساني اين روش بهره برداري را شکار تلقي نکرده و نمي کنند.

با پيشرفت تمدن بشري و پيدايش شهرهاي بسيار بزرگ, سيستمهاي تامين دام و طيور صنعتي, جايگزين نوع خانگي آن گشته و ابعاد بسيار بزرگ و پيچيده اي پيدا کرد. اما به خاطر وجود غريزه شکار در انسانها, فکر تکثير حيوانات وحشي و سپس شکار آنها قوت گرفت. به طوري که چندين سال است در کشورهاي پيشرفته, موسسات بسيار بزرگي در اين راستا فعاليت نموده و نتايج بسياري را در ابعاد مختلف بدست آورده اند.

براي بهره برداري از اين موهبت خدادادي, احتياج به امکاناتي است که در اين مقاله و مقاله هاي بعدي, به طور مفصل به ان مي پردازيم. همانطور که عرض کردم, شکارچي بايد به تمامي وسايل و تجهيزات شکارش و وسايل مرتبط با آن عشق بورزد. بارها شاهد اشخاص بسياری بوده ام که علاقه عجيبي به وسايل شکارشان دارند و روابط عاطفي غريبي با آنها ايجاد کرده اند. حتما ديده ايد که بعضي از شکارچيان, در سفرهاي شکارشان, وسيله شکار را درون جلد حمل نموده و چه بسا اين نحوه حمل, موقعيتهاي مطلوبي را نيز از آنها سلب نموده است. ولي چون سلاحشان را بسيار دوست دارند, هرگز تصور آن که يک لحظه آن را بدون مراقبت رها نمايند, به خود را نمي دهند. اينگونه اشخاص در تعامل با طبيعت, احتياط لازم را مد نظر قرار داده و از هرگونه صدمه به آن تا سرحد امکان پرهيز مي نمايند. چون به خوبي مي دانند که بدون طبيعت سالم, نمي توان زيست, هرگز خود را مجاز به تجاوز به محيط زيست و عوامل حياتي آن نمي دانند. ولي برعکس شاهد کساني بوده ام که از سلاح خود به عنوان چوبدست استفاده مي کنند و تخريب طبيعت را لازمه بهره برداري از آن مي دانند. اين روش, عاقبتي به جز فاجعه به دنبال نخواهد داشت که متاسفانه امروز ناظر خيلي از موارد آن هستيم. لذا روي سخن ما با کساني است که منطق بهره برداري صحيح از هر چيز را عامل بقاي آن مي دانند. زيرا که استمرار در استفاده از هر چيز به غير از نگهداري مطلوب, راهکاري ندارد.

همانطوري که همگان مستحضرند, با توجه به شرايط اقتصادي حاکم بر کشور ما, دسترسي به وسايل و تجهيزات شکار, به آساني و با قيمت ارزان ممکن نيست. علاوه بر آن, در خيلي از موارد, امکان جايگزيني نيز وجود ندارد. لذا مراقبت زياد, يکي از عوامل تداوم استفاده مي باشد.

با ذکر اين مقدمه, نخستين بحث خود را آغاز مي نمايم. براي بهره برداري و نگهداري درست  منطقي از وسايل شکار, بايد ابتدا مرحله شناخت اينگونه تجهيزات را گذراند.

يکي از اولين وسايلي که قاعدتا هر نوجواني در سنين کم براي تيراندازي انتخاب مي کند, سلاح بادي است که در اين مقاله با استفاده از تجربيات خودم و منابع معتبر موجود در اينترنت, به بحث در خصوص آن می پردازم:

 

تفنگهاي بادي بزرگسالان در کاليبرهاي.177,.20,.22 و.25 عرضه مي شوند و در بعضي از کاليبرها نظير.308 و .50 سرعت شليک از سرعت صوت ( (1150 fps = 350 m/s بيشتر است. از تفنگهاي بادي براي مسابقات تيراندازي, شکارهاي کوچک تفريحي و کنترل آفت استفاده مي شود. قيمت آنها بدون تجهيزات جانبي, از 50 تا 1500 دلار آمريکا متغير است. تفنگهاي بادي موجود در فروشگاه هاي معتبر لوازم ورزشي, نظير سلاح گرم, از مواد اوليه با کيفيت بالا ساخته مي شوند و سالها دوام خواهند داشت. در مناطق پرجمعيت که استفاده از سلاح گرم امکان پذير نيست, مي توان از تفنگ بادي با ايمني و بدون سر و صدا استفاده کرد. هدف از اين مقاله, راهنمايي نوآموزان تيراندازي با تفنگ بادي با استفاده از طبقه بندي کردن اطلاعات به منظور انتخاب نوع صحيح اين نوع تفنگ مي باشد. ما در اينجا در مورد پيش بيني هاي ايمني, هدف, تجهيزات جانبي و مهمات صحبت کرده و به ارائه اطلاعات مقدماتي و پيشرفته خواهيم پرداخت.

 

آنچه پس از خواندن اين مقاله از تفنگ بادي خواهيد دانست:

 

  • معمولا تک تير هستند ولي مدلهاي چند تير با تغذيه ساچمه از يک خشاب نيز وجود دارند.
  • با استفاده از هواي فشرده, CO2 فشرده يا يک پيستون فنرران کار مي کنند. بعضي از مدلهاي هوايي, قابليت مسلح شدن براي هر شليک را با استفاده از پمپهاي پي در پي (يک تلمبه زن) داشته و در بقيه, هوا از قبل, در يک مخزن نگه داشته مي شود.
  • بسته به نوع تفنگ, تيرانداز و هدف, تفنگهاي بادي بردهاي متفاوت از 10 تا 75 يارد (9 تا 69 متر) دارند.
  • هزينه استفاده از آنها پايين است. حتي قيمت ساچمه هاي بسيار مرغوب کمتر از 5 سنت مي باشد.
  • سرعت ساچمه در دهانه تفنگ از 500 fps (152 متر بر ثانيه) براي تيراندازي به هدفهاي معمولي تا 1000 fps (305 متر بر ثانيه, براي شکار و کنترل آفت متغير است.
  • دقت يک تفنگ بادي با کيفيت بالا و در شرايط ايده آل, تيراندازي پي در پي از ميان يک سوراخ به قطر يک ساچمه در 10 متري يا از چند سوراخ 12 تا 25 ميليمتري در 45 متري است.
  • انرژي ساچمه معمولا از سرعت آن بيشتر است, مخصوصا وقتي از آن براي شکار و کنترل آفت استفاده مي شود. انرژي ساچمه, حاصل وزن و سرعت آن است و در واحد foot pounds of energy (fpe) بيان مي گردد. سرعت تنها عامل موثر نيست. استفاده از ساچمه سنگين تر, باعث افزايش نيروي مقاوم حرکت و مقاومت هوا در برابر آن و در نتيجه کاهش برد مي گردد. انرزي اغلب تفنگهاي بادر در محدوده 5 fpe تا  40 fpe متغير است.
  • در مسابقات تيراندازي, در مقايسه با سلاح گرم, تفنگ بادي نياز به تنظيم و دقت تيراندازي بالايي دارد. به همين خاطر است که مسابقات تيراندازي بسيار لذت بخش هستند.
  • مگسکهاي تفنگهاي بادي در سه نوع باز, سوراخدار و يا دوربين دار هستند. براي تفنگهاي بادي فنردار, نياز به استفاده از يک دوربين با دوام  و نگهدارنده هاي مخصوص براي آن مي باشد.

 

کاربردهاي تفنگ بادي در تيراندازي

 

شکار: شکار حيوانات قابل شکار کوچک با تفنگ بادي محبوب است. شکارچيان با تفنگ بادي از توانايي شکار پرندگان و جانوران موذي, خرگوش, سنجاب و غيره به روشهاي انساني لذت مي برند. شکار با تفنگ بادي نيازمند دانش شکارچي نسبت به عملکرد تفنگ بادي و ساچمه, اندام حياتي شکار (معمولا سر يا قلب و ريه) و استتار در محيط است. قويا توصيه مي شود تا قبل از نشانه گرفتن هر موجود زنده اي, تحقيقاتي انجام گيرد تا شکار, به شيوه انساني باشد. بعضي از حيوانات داراي جمجمه سختي هستند که تيراندازي به آنها نياز به دقت در محل نشانه روي دارد و بعضي ديگر نظير خرگوش, مي توانند به محض شنيدن صداي تيراندازي, بالا پريده و باعث خطا شوند. برد, باد و قدرت تفنگ بادي بر محدوديتهاي شکار انساني اثر مي گذارند. براي شکار بايد تيرانداز دقيقي بود و خود را با شرايط محيط, سازگار نمود. شکارچيان خوب به خوبي تمرين کرده و از قابليتهاي خود آگاهند.

 

کنترل آفت: بسيار شبيه شکار بوده و فقط در مکان, شيوه و انگيزه متفاوتند. در مورد کنترل آفت, تيرانداز از مزيت اماده سازي محل شکار و نيز دام گستردن در آنجا برخوردار است. از گونه هاي مرسوم مي توان گنجشک, سار، موش, موش خرما, سنجاب خرگوش, کلاغ و غيره را برشمرد. فصل و محدوديتهاي شکار اين گونه ها در محلهاي مختلف, متفاوت است.

 

هدف گيري: به هر چيزي که براي شما لذت بخش است شليک کنيد. قوطي قرص, گردو, بلوط, هدفهاي نوساني و ... هدف از تيراندازي به اشيا, فقط خنده و تفريح نيست. يک شکارچي مي داند که چطور بازي کند.

نشانه گيري: با قراردادن هدفي در 10 متري و بدون استفاده از دوربين و در خالت ايستاده, مي توان مهارت خود را در هدف گيري آزمود. استفاده از تفنگهاي بادي مخصوص, لباس مخصوص, دوربين و تجهيزات ديگر فقط يک طرف کوچک از اين قضيه هستند. انچه مهم است افزايش مهارت در هدف گيري با تفنگ بادي است.

هدف گيري ميداني: کاربرد ديگر تفنگهاي بادي, استفاده از آنها در مسابقات تيراندازي ميداني است. در اين مسابقات, هدفهاي فلزي در فواصل و مکانهاي مختلفي قرار داده مي شوند. تيراندازان از يک محل معين و فقط در يک وضعيت خاص, فقط مي توانند يک تير به هر هدف بزنند و اطلاعاتي در مورد فاصله اين هدف ها  يا سرعت باد به آنها داده نمي شود. امتيازات نيز مستقيما به تعداد هدف هايي که مورد اصابت ساچمه قرار گرفته اند داده مي شود. در اين نوع از مسابقات, تيراندازان از يک دوربين با بزرگنمايي بالا (مثلا 32x) استفاده کرده و بر روي هدف فوکوس مي کنند. به خاطر ميزان حساسيت فوکوس در اين بزرگنمايي, تيرانداز تخمين دقيقي از فاصله تفنگ تا  هدف بدست آورده و مي تواند ميزان بالاتر گرفتن خط لوله تفنگ از هدف را محاسبه کند. اين نوع از مسابقات ميداني, در بالا بردن مهارت تيراندازان بسيار موثر است.

مشخصات فني و طراحي:

دانستن اين مطلب که چه نوع تفنگ بادي به درد شما مي خورد, بسيار مهم است. در واقع مدلهاي بسيار متنوعي در دسترس هستند که يک خريدار بايد با دانستن آنچه که مورد نياز اوست, اقدام به انتخاب يکي از آنها نمايد.

براي يک تيرانداز مبتدي, يافتن يک تفنگ بادي مناسب با بودجه و محدوديت هاي تمريني او, ضروري است. از نکات کليدي در انتخاب يک تفنگ بادي مي توان موارد زير را نام برد:

1.       قيمت

2.       کالبير

3.       توان (سرعت)

4.       نوع نيروي محرکه

5.       طراحي قنداق

6.       ماشه

اکنون اين موارد را به ترتيب بررسي مي کنيم.

  1. قيمت:

تپانچه هاي بادي از توان و دقت خوبي براي شکار يا کنترل آفت برخوردار نيستند ولي استفاده از آنها در مسابقات تيراندازي و نشانه گيري, بسيار لذت بخش است. تفنگ هاي بادي بزرگتر و گرانترند اما از توان, برد و دقت بيشتري برخوردارند.

  1. کاليبر:

انتخاب کاليبر مناسب نيز از سوالات رايج مبتديان است. کاليبر 5/4 ميلي متر, رايج ترين کاليبر مورد استفاده بوده و در مسابقات ميداني و تيراندازي از آن استفاده مي شود. کاليبرهاي موجود ديگر .20  , .22 (5/5 ميلي متر) و .25 هستند. کاليبرهاي کوچکتر, داراي سرعت بيشتري بوده و در اغلب موارد, خط سير ساچمه پس از تيراندازي, مسير هموارتري را طي مي کند. در عين حال, انرژي خود را زودتر از کاليبرهاي بزرگتر از دست مي دهند.

براي شکار, اغلب تيراندازان کاليبر .25 را ترجيح مي دهند اما استفاده از اين کالبير براي هدفهاي دور, مستلزم دقت بالا در محاسبه ميزان افت ساچمه براي تيراندازي خوب مي باشد. ساچمه هاي کاليبر .177  (۴/۵ ميلي متر) ارزانتر بوده و به وفور در دسترس هستند.

با در نظر گرفتن همه موارد بالا, نکته مهم ديگري که بايد در نظر داشت, در دسترس بودن کاليبرهاي مذکور در بازار ايران است. رايج ترين کاليبر موجود در بازار ايران کاليبر 5/4 ميلي متر مي باشد که براي شکار نيز کاليبر مناسبي است. 

  1. توان:

در معرفي اين پارامتر معمولا اشتباه مي شود. سازندگان تفنگ هاي بادي اغلب عددهاي بالايي براي سرعت ساچمه در تفنگ هايشان اعلام مي کنند. ولي آنچه که آنها به آن اشاره نمي کنند اين است که:

  • شليک يک ساچمه با سرعت 320 متر بر ثانيه, باعث ناپايداري آن و از دست دادن سريع دقت و سرعت مي گردد.
  • وزن ساچمه هايي که آنها در تست سرعت ساچمه در کارخانه استفاده مي کنند, بسيار کمتر از ساچمه هايي است که در بازار موجودند.
  • تفنگ مورد استفاده براي تست ممکن است تقويت شده باشد که در نتيجه, سرعت شليک ساچمه را با کاهش دقت, افزايش مي دهد.
  • سرعت اعلام شده, لزوما سرعت متوسط تمامي تفنگ هاي توليد شده در آن کارخانه نبوده و فقط در تست چند نمونه, به آن رسيده اند.

در واقع, مهمترين پارامتر, انرژي (اندازه حرکت) ساچمه است که حاصل ضرب سرعت در وزن آن است. اين پارامتر بيانگر ميزان قدرت نفوذ و تخريب جسم پرتاب شده است که در بسياري از کشورها براي اندازه گيري توان تفنگ بادي از آن استفاده شده و بر اساس آن تشخيص داده مي شود که آيا سلاح مزبور نياز به جواز حمل دارد يا نه. (مثلا در بريتانيا, تفنگهاي بادي با توان بيش از 12 FPE نياز به جواز دارند).

انرژي, پارامتر مفيدي  براي مقايسه ساچمه ها با وزن هاي مختلف است و به ميزان کشندگي ساچمه بر مي گردد. ميزان انرژي ساچمه از 5FPE تا 40FPE در تفنگ هاي بادي مختلف تغيير مي کند. ميزان اتلاف انرژي ساچمه در مسير نيز از ديدگاه شکار جوانمردانه و انساني و کنترل آفت, حائز اهميت است.

نيروي بازدارنده آيروديناميکي هوا (Aerodynamic drag) باعث کاهش انرژي اوليه ساچمه (که در زمان ترک لوله تفنگ داشته) مي شود.

ضريب بالستيک پارامتري است که ميزان سرعت از دست دادن انرژي در ساچمه را در طي مسير خود در هوا, بيان مي کند و براي تيراندازي به هدف هاي دورتر از 25 متر, مهم است.

  1. نوع نيروي محرکه:

در تفنگ هاي بادي معمولا از سه نوع سيستم محرکه مختلف استفاده مي شود: بادي پمپي - پيستون-فنر - بادي از پيش شارژ شده

توان, دقت و قيمت اين سيستم ها با هم متفاوتند:

  • سيستم بادي پمپي

ضمنا نصب دروبين بر روي اين نوع تفنگ آسان بوده و با استفاده از دوربين هاي ارزان قيمت هم به خوبي مي توان از آنها استفاده کرد.

من تجربه تيراندازي با يکي از اين تفنگ ها با کاليبر 5 ميلي متر داشته ام. ميزان پمپ کردن هوا به داخل مخزن آن مستقيما به نيروي بدني بستگي دارد و آن زمان که من نوجوان بودم, حداکثر مي توانستم 3 يا 4 بار آن را پمپ کنم. ولي وقتي مثلا 7 بار پمپ مي شد, قدرت وحشتناکي پيدا مي کرد و ساچمه آن در فاصله 10 متري, يک سکه 2 توماني را به راحتي خم مي کرد!

در تصوير زير نمونه اي از اين نوع تفنگ را مي بينيد.

 

تفنگ بادی نوع پمپی

 

Benjamin-Sheridan 392 Multi-pump Pneumatic

 

مکانيزم عملکرد اين نوع تفنگ بادي رو اينجا ببينيد.

 

  • سيستم فنر-پيستوني

تفنگ هاي بادي داراي اين سيستم, داراي توان متوسطي هستند و مکانيزم مسلح شده آنها نيز با يک بارخم کردن لوله آنها انجام مي گيرد. فنر معمولا يک کويل فولادي است که درون يک لوله در بالاي ماشه قرار مي گيرد. با خم کردن لوله (که در اين سيستم از آن به عنوان اهرم استفاده مي شود)  فنر و پيستون جلوي آن فشرده مي شود (ولي هوا فشرده نمي شود) . وقي ماشه چکانده مي شود, فنر رها شده و پيستوني را که در جلوي آن قرار دارد, در داخل يک سيلندر هوا که پشت محل قرار گيري ساچمه قرار دارد, حرکت داده و در اين لحظه, هواي داخل سيلندر فشرده شده و ساچمه را پرتاب مي کند. در بعضي از تفنگ هاي داراي اين سيستم, به جاي استفاده از لوله به عنوان اهرم (کمر شکن) بازوي ديگري که در زير لوله (under lever) و يا کنار لوله (side lever) قرار مي گيرد, بکار مي رود. تفاوت اين نوع از تفنگ ها با مدل ها کمر شکن در اين است که به خاطر عدم بهم خوردن تنظيم لوله, دقت آنها, اندکي بيشتر حفظ مي شود.

ضمنا مکانيزم مسلح شدن مدل هاي کمر شکن, اندکي وقت گيرتر و در عين حال ساده تر است.

مشخصه اکثر تفنگ هاي بادي با سيستم فنر-پيستوني صداي ارتعاشي است که در هنگام آزاد شدن فنر, از آنها به گوش مي رسد که مي توان با تنظيم آن, اين صدا را کم کرده و يا از بين برد.

 

تفنگ بادی کمر شکن وایراخ

 

 

 مکانيزم عملکرد اين نوع تفنگ بادي رو اينجا ببينيد.

  •  سيستم بادي از پيش شارژ شده (PCP)

عملکرد اين سيستم, نظير بادي پمپي است با اين تفاوت که در تفنگ هاي داراي اين نوع سيستم, به جاي پمپ کردن هوا به داخل مخزن تفنگ, از مخزني که قبلا با گاز فشرده (هوا و يا گاز CO2) شارژ شده, استفاده مي شود. اين مخزن, يا در داخل تفنگ قرار دارد و يا مي توان به آن متصل کرد. با تفنگ هاي داراي اين سيستم, مي توان به دفعات تيراندازي کرد تا اينکه مخزن آن دشارژ گردد.

دقت و توان اين نوع تفنگ و در عين حال, سهولت استفاده از آن, بيشتر از دو نوع قبلي است. علاوه بر اين, با استفاده از يک تعديل کننده, مي توان صداي اين نوع تفنگ را به حداقل رساند. گاز CO2 زماني بيشترين مورد استفاده را داشت. ولي با افزايش توليد تجهيزات مخصوص تنفس در زير آب, هم اکنون, استفاده از هواي فشرده, استاندارد است. عملکرد هواي فشرده, به علت ثبات بيشتر آن در دما هاي محيطي مختلف, از CO2 بهتر است.

مخزن هاي پيشرفته تر را با مواد کامپوزيت  مي سازند که از مخزن هاي فولادي سبکتر هستند و در عين حال ميزان بيشتري گاز فشرده مي توانند در خود جاي دهند.

در تصوير زير نمونه اي از اين نوع تفنگ را مي بينيد. مخزن گاز فشرده آن, لوله آبي رنگ است.

 

تپانچه بادی با مخزن شارژی

Match Gun MG1

(PCP, 10M Target Pistol)

 

  1. طراحي قنداق:

طراحي قنداق تفنگ بادي (يا دسته تپانچه بادي) در عملکرد آن موثر است زيرا يک قنداق خوب, با تيرانداز, به خوبي جور شده و به تعادل او در تيراندازي به هدف کمک مي کند. قنداق هاي بهتر داراي پرداخت و رنگ بادوامي هستند و با در نظر گرفتن فاکتورهاي آناتوميکي انسان, به شکل هاي ارگونوميکي پيچيده اي تراشيده مي شوند.

قنداق تفنگ هاي بادي مخصوص مسابقات, داراي قسمتهاي مکانيکي قابل تنظيم هستند که بتوان ابعاد آن را براي تيراندازهاي مختلف, تنظيم کرد.

استفاده از چوب هاي مختلف در ساخت قنداق, جداي از پارامتر وزن, بيشتر به خاطر ظاهر آن است.

 

 

 

قنداق و دوربين تفنگ بادي مدل Air Arms TX-200 Rifle

(Spring Piston, .177 Field Target Rifle)

 

 

 

قنداق قابل تنظيم در تفنگ بادي مدل Feinwerkbau P70

(PCP, 10M Target Rifle)

 

  1. ماشه:

 ماشه يک قطعه اساسي در تفنگ بادي است. تيراندازي با يک ماشه خوب تفنگ بادي تجربه اي متفاوت از تيراندازي با ماشه اسلحه گلوله زن است. زيرا ماشه تفنگ بادي به صورت دو مرحله اي چکانده مي شود و معمولا نيروي چکاندن کمتري نياز دارد. تيراندازان مسابقه اي, نيروي چکاندن بسيار کم را ترجيح مي دهند تا کمترين تاثير را در هدف گيري آنها داشته باشد. ولي شکارچيان مايلند نيروي چکتاندن ماشه تفنگشان, بيشتر باشد. ميزان اين نيرو را مي توان با پوليش کردن قطعات داخلي ماشه و نيز پيچاندن پيچ مخصوصي که زير آن قرار دارد, تنظيم کرد.

 

به خاطر داشته باشيد که تنظيم ماسه تفنگ بادي کار ساده اي نيست و اگر به درستي انجام نشود, ممکن است باعث مسلح نشدن تفنگ و يا شليک ناخواسته آن در اثر ضربه شود. پيچ تنظيم را در هر مرحله فقط به اندازه يک چهارم دور بچرخانيد تا در صورتي که به وضعيت مناسبي نرسيديد, بتوانيد ماشه را به تنظيمات اوليه برگردانيد. اگر کوچکترين شکي در اين زمينه داريد, از کسي که در اين کار تجربه دارد کمک بگيريد.

 

تا بعد...

 

عليرضا صمدی بهرامی

۰۶/۰۵/۸۴ 

 

 

+ علیرضا صمدی بهرامی ; ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٥/٥

سخنی با شکارچیان در مورد شکار و مخالفان آن

 

سخنی با شکارچیان

در مورد شکار و مخالفان آن

 

 

اين روزها بحث مخالفت با شکار داغ شده است. تنها کاری که از دست ما بر می آيد اطلاع رسانی درست در مورد شکار و فلسفه آن به کسانی است که به دنبال نظريات و ديدگاه های منطقی در اين زمينه هستند.

اغلب مخالفان شکار, این کار را معادل کشتن می دانند. با این رویکرد, محق جلوه دادن عمل شکار, کاری است بس مشکل. بسیاری از مردم فکر می کنند که شکارچی موفق کسی است که بتواند بهتر بکشد. متاسفانه آنها درک نمی کنند که مقوله شکار, جدای از کشتن است. آنچه که این بحث را دستخوش پریشانی می کند, این واقعیت است که یک شکارچی, 99 درصد وقت خود را صرف حیات وحش  و طبیعت می کند. ولی مخالفان به این مساله توجهی نداشته و صرفا به بزرگنمایی  قسمت ناچیزی از کار شکارچی که همانا کشتن حیوان است, می پردازند و با استفاده از این بزرگنمایی, کارهای پسندیده شکارچی را نادیده می گیرند.

شکارچیان باید یاد بگیرند که به دیگران نشان دهند آنها بیش از سایر مردم به طبیعت توجه دارند. آثار مثبتی که یک شکارچی بر روی طبیعت به جای می گذارد, بسیار بیشتر از آثار منفی آن است. هرگاه سخن از خطر انقراض برای حیوانی به میان می آید, این شکارچیان و طبیعت مردان واقعی هستند که بیشترین واکنش را نشان می دهند.

مخالفان شکار اغلب با گفتن این دو عبارت که " کشتن حیوانات ظلم است" و یا " کشتن ورزش نیست" بر روی مخاطبان خود تاثیر می گذارند.

در مورد عبارت اول باید گفت که اظهار این مطلب از سوی کسانی که گیاه خوار نیستند, و یا کسانی که به  فروشگاه کفش می روند و کفش چرم و یا کاپشن چرم می خرند و از زیبایی آنچه که خریده اند, لذت برده و تعریف می کنند, پای آنها را از معرکه کشتار حیوانات بیرون نمی کشد. اگر کشتن حیوانات ظلم است, این افراد نیز به اندازه شکارچیان و قصابان, دراین عمل ظالمانه! مشارکت داشته و در حقیقت این زنجیره را تکمیل می کنند.

و اما در مورد کسانی که کشتن را ورزش نمی دانند باید گفت که کاملا حق با آنها است. کشتن هرگز  یک ورزش نبوده, نیست و نخواهد بود. اما شکار ورزشی است که فقط قسمت کوچکی از آن کشتن است. در واقع, تمام  وقت یک شکارچی, صرف بررسی و تماشای رفتار حیوانات مورد علاقه اش و یادگیری در مورد نحوه زندگی و محیط زیست آنها می شود. به عبارت دیگر, شکار یک رفتار طبیعت مدار هدفمند است.

درک اینکه که چرا شخصی شکار می کند, شاید مهمترین قسمت این بحث باشد. اگر یک شکارچی دلیلی برای شکار نداشته باشد, اعتبار سایر شکارچی ها را نیز زیر سوال می برد و این دقیقا پاشنه آشیل شکارچیان است. ایجاد تعادل اکولوژیک و کنترل جمعیت حیواناتی که جمعیت آنها رو به افزایش بیش از حد است,اگرچه  دلیل خوبی برای شکار است, ولی برای توجیه شکار, کاملا راضی کننده نیست و اساس مخالفت با شکار, درست از اینجا شروع می شود.

ممکن است مخالفان جدی شکار, از خوردن گوشت خودداری  کرده و یا از محصولات چرمی استفاده نکنند. افراد سرسخت تر, ممکن است حتی ازمصرف محصولات آرایشی بهداشتی با پایه حیوانی و یا دارویی که پروسه آزمایش و تایید آنها بر روی انواع حیوانات انجام شده است نیز, پرهیز کنند. اما آیا باز می توان پای آنها را از ستمی که بر حیوانات می رود ! بیرون کشید و گناهکار ندانست؟ خیر

اگر به محیط اطراف خود نگاه کنید (مثلا به همین کامپیوتر جلوی چشمتان) می بینید که بسیاری از قطعات مصرفی, پلاستیکی بوده و طبعا از نفت و مشتقات آن تهیه شده اند. عدم تجزیه مواد پلاستیکی در طبیعت, نشت مواد نفتی به محیط زیست, باران های اسیدی و موارد بسیاری از این دست را می توان مثال زد که آثار آنها بر روی محیط زیست و حیات وحش,  بسیار مخرب تر و زیانبار تر از شکار می باشد. پس همانطور که می بینیم همه ما انسانها به نحوی در تخریب محیط زیست و حیات جانوران دست داشته و کس را نمی توان بیگناه  دانست. نخوردن گوشت, نپوشیدن چرم و بد و بیراه گفتن به شکار چی ها, چیزی از گناه دیگران کم نمی کند و مثل آن, مثل قسم حضرت عباس و دم خروس است.

ما شکارچیان باید یکدیگر را حمایت کنیم و این نکته را از یاد نبریم که شکار به شیوه  قانونی, حق ماست. سعی کنیم با بالا بردن اطلاعات خود از طبیعت و نحوه حفظ آن و انتقال تجربیات خود به دیگران و بخصوص فرزندانمان, سهمی در نجات طبیعت فراموش شده و پر از زباله این مرز و بوم داشته باشیم.

 

تا بعد

 

عليرضا صمدی بهرامی

۸۴/۰۵/۰۲

 

 

 

+ علیرضا صمدی بهرامی ; ٥:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٥/٢
    پيام هاي ديگران ()   

اولین شکار

وقتی بچه بودم تمام تابستون رو تو روستای زادگاه پدر و مادرم می گذروندم. یه روستای کوهستانی بکر و زیبا در دامنه یکی از مرتفع ترین کوه های بخش طارم سفلی (کوه قاجار) در استان قزوین به نام شیزر. جایی که وجب به وجب آن برام خاطره داره و با این که اونجا به دنیا نیومدم، ولی به هیج جای دیگر ایران به این اندازه وابستگی ندارم.

منظره روستای شیزر از منزل تابستانی ما

نمایی دیگر از روستای شیزر

 نمای روستای شیزر از منزل ما

 

۱۶ ساله بودم که با اصرار فراوان از پدرم خواستم که تفنگ ساچمه زنی خودش را به من بده تا به شکار برم. ولی او قبول نمی کرد. یعنی حق داشت، آخه من حتی یکبار هم با اون تفنگ تیراندازی نکرده بودم. تا اون موقع، وقتمو با یه تفنگ بادی کالیبر ۴.۵ وایراخ آلمانی(که نظیرشو از نظر دقت و ظرافت تا حالا ندیدم) می گذروندم. ولی دیگه احساس می کردم که بزرگ شدم ! البته ناگفته نمونه که تفنگ ساچمه زنی بابا رو خوب هم نمی تونستم دست بگیرم و با قد و هیکل من متناسب نبود.

خلاصه با اصرار فراوان من و بعد چند روز قهر کردن و ناز کردن ! بالاخره تونستم موافقت پدرمو جلب کنم. ظهر یه روز از ماه شهریور بود و هنوز چند روزی تا شروع فصل شکار مونده بود. ولی تو اون سن کم، من اینجور چیزارو نمی دونستم و سریع ساک شکار پدرمو برداشتمو به راه افتادم. ۲ ساعتی راه رفتم تا به یه دامنه رسیدم که احتمال می دادم بتونم اونجا چیزی پیدا کنم. هوا گرم بود و من مطمئن بودم که کبک ها زیر سایه بوته های بزرگ گون که سرتاسر اون منطقه رو پوشونده بود، خودشون رو مخفی کردن. البته من تا قبل از اون همیشه با عموم میرفتم شکار کبک و هر چی که می دونستم اون به من گفته بود یا از حرکاتش یاد گرفته بودم. عموی من تیرانداز ماهری بود و اگه کبکی از زیر پاش می پرید، احتمال اینکه جون سالم به در ببره کم بود.

خلاصه از دره کنار اون دامنه بالا رفتم و به آرومی شروع کردم از دامنه پایین اومدن. یه دفعه یه کبک از زیر گون جلوی پام با سرو صدای زیاد پرید و قلب منو ریخت پایین! بعد راهشو کج کرد و از من دور شد. من سر جام میخکوب شده بودم و هیچ حرکتی نمی تونستم بکنم. راستش اصلا می ترسیدم که تیراندازی کنم. آخه همونطوری که قبلا گفتم، اولین بار بود که می خواستم با یک تفنگ ساچمه زنی شلیک کنم. از لگدش هم واهمه داشتم.   خلاصه، کبک اولی رفت و من دوباره به آرومی شروع کردم به پایین اومدن. الان که تجسم می کنم اون صحنه رو خندم می گیره. قنداق تفنگ تو دستم عرق کرده بود و من به صورت نیم خیز می رفتم پایین که کبکا منو نبینن  ضامن اسلحه رو آزاد کرده بودم و کاملا آماده شلیک بودم. ولی کبک دوم هم به همین صورت پرید و من هنوز چشمای متعجب اونو که در حین پرواز برگشته بود و منو نگاه می کرد، کاملا یادمه. حتما تعجب می کرد که این کیه که تو این گرما بلند شده اومده اینجا که پریدن ما رو تماشا کنه !

شیزر

ولی خوب من از رو نرفتم. چند تا نفس عمیق کشیدم و با خودم عهد کردم که اگه ایندفعه کبکی بلند شد، حتما تیراندازی کنم. چند قدم دیگه اومدم پایین که یکدفعه یه کبک دیگه از زیر گونی که تو چند متری من بود پرید بیرون. من هم به سرعت تفنگ رو رو کتفم بردم. کبک خیلی به من نزدیک بود و بعد از پریدن پیچید به راست. من هم لوله تفنگو بردم تو مسیری که اون داشت می رفت. به خاطر بی تجربگی، حتی فرصت ندادم که یه کم دور شه و تا هیکلشو پشت مگسک دیدم، شلیک کردم. اوه خدا ! اون افتاد ! من اونو زدم. باورم نمیشد! تو اولین تیری که با یه تفنگ ساچمه زنی شلیک می کردم یه کبک زده بودم. کبکه تو چند متری من افتاد زمین و من بدو رفتم بالا سرش. حالا دیگه مطمئن شده بودم که اونو زدم. نمی دونستم چیکار کنم. احساسی داشتم که تا اون روز تجربه نکرده بودم. قلبم می خواست از شدت هیجان از سینه بیاد بیرون.

وقتی اونو گرفتم دستم کمی آروم شدم. چند دقیقه ای اونجا نشستم و اولین شکار عمرمو برانداز کردم. کبکی که من زده بودم یه کبک بالغ نبود و هنوز آثاری از جوجگی تو پرهاش بود. به این کبک تو اصطلاح محلی، فره می گن. ولی خوب واسه من فرقی نمی کرد. همین که موفق شده بودم اونو بزنم سر از پا نمی شناختم. کسانی که این مطلبو می خونن و خودشون این لحظه رو تجربه کردن، کاملا می تونن بفهمن که من تو اون لحظه چه احساسی داشتم. جالب اینجاست که هنوز هم هر وقت کبکی رو می زنم همین احساس و هیجان رو دارم. مثل بار اول.

خلاصه کبکو گذاشتم تو ساک و به سرعت به سمت خونه به راه افتادم. وقتی رسیدم و خبر اوردم که تونستم یه کبک بزنم، خانوادم و بخصوص پدرم خیلی حوشحال شدن. واسه من و تفنگ، اسفند دود کردن  و از اون روز، تفنگ بابا، اگر چه هنوز جواز رسمی به نام من نداشت، شد مال من. تفنگ بادی رو بوسیدم و گذاشتم کنار و این تفنگ جدید، شد یه قسمتی از وجود من و روز به روز وابستگیم به اون بیشتر شد. مرور لحظاتی که من و اون با هم گذروندیم و جاهایی که با هم رفتیم، همیشه از بهترین خاطرات من بوده و هست. 

اینم یه خاطره بود از اولین تیراندازی من که مصادف شد با اولین شکار کبک.

تا بعد، خدا نگهدار

دره ای در شیزر

 

+ علیرضا صمدی بهرامی ; ٥:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٤/۳٠
    پيام هاي ديگران ()   

 

 قوشبازی چیست؟

اول از همه از بابت استفاده از این کلمه عذرخواهی می کنم. چاره ای هم نیست. کلمه "قوشبازی" که اولین برداشت از آن چیزی بیشتر از پراندن و بازی دادن قوش و نوعی برد فنسی bird fancy (مانند کفتربازی، قناری بازی و از این قبیل) نمی تواند باشد ؛ ترجمه ای نابجا از واژه انگلیسی هاکینگ hawking است. کلمه قوشبازی سابقه ای هم ندارد و تاریخ اختراع آن از دو سه دهه هم تجاوز نمی کند. در حالیکه این واژه در طول بیش از هزارسال سابقه ایرانیان در این فن هیچ کجا نیامده.

مطالب فوق نمونه ای از مطالب ارزشمند و مفيدی هستند که توسط آقای محمد حامدی در وبلاگ زير نوشته می شود:

http://falconry.persianblog.ir

با آرزوی موفقيت برای ايشان

+ علیرضا صمدی بهرامی ; ٧:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٤/٢٦
    پيام هاي ديگران ()   

 

يکی از دوستان علاقه مند به طبيعت، سال گذشته مطالبی رو در مورد شکار کبک نوشته که برای استفاده علاقه مندان شکار، تو اين سايت قرار می دم.

با آرزوی موفقيت برای اين دوست عزيز، دعوت می کنم به وبلاگ خواندنی ايشون سر بزنيد

http://darkooh.persianblog.ir

و اما مطلب مذکور:

برای شکار کبک:

 

·          موقع راه رفتن، پا را بر روی زمین نکشید؛ بلکه زانو را بشکنید و پا را کاملا از روی زمین بلند کنید و قدم بردارید. این کار باعث می شود تا پایتان خود به خود کمتر به موانع پیش روی گیر کند، در صورت انجام این کار دیگر لازم نیست که مدام به زیر پای خود نگاه کنید و می توانید سر را کاملا بالا نگه دارید و اطراف را زیر نظر داشته باشید.

·          درست است که یک چشم سالم حدود 160 – 170 درجه منظره روبروی خود را می بیند ولی در نقاط انتهایی، دید بی کیفیتی دارد و فقط اجسام متحرک را می تواند خوب تشخیص دهد پس به عنوان مثال اگر کبکی در در این نقاط انتهایی واقع شده باشد و بی حرکت بماند شما آن را نخواهید دید، پس در  هنگام تراورس یک دامنه هم بالا دست خود را نگاه کنید و هم پایین دست، برای این کار لازم است که سر را کاملا از گردن به اطراف بچرخانید تا کل منظره روبرو را بتوانید در عمق دیدتان ببینید.

·          هنگام راه رفتن در کوه هر آنی ممکن است که پای انسان بلغزد و به بدن حرکت ناگهانی وارد شود، پس تفنگ را همیشه به ضامن نگه دارید و فقط در موقع تیراندازی آن را از ضامن بیرون آورید.

·          هنگامی که کبکی را شکار کردید ممکن است چند حالت پیش بیاید:

 

1-       کبک بی حرکت بر روی زمین افتاده و آن را می بینید، در این صورت بدون اینکه چشم از آن بردارید به بالای سرش بروید.

2-        کبک افتاده ولی خودش را نمیبینید، در این صورت محل افتادن کبک را در ذهنتان علامت بزنید مثلا با استفاده از سنگی که آنجا هست و یا بوته ای و یا هر چیزی که بتوانید با نگاه کردن به آن به محل بروید.

3-       کبک بر روی زمین افتاده و شروع به دویدن می کند، در این حالت توصیه خود من اینست که معطل نکنید و تیر دوم را هم به آن شلیک کنید، اگر فاصله نزدیک بود می توانید از تکنیک حاشیه زنی استفاده کنید تا له نشود، به خاطر داشته باشید که در صورت نداشتن یک توله خوب احتمال از دست دادن چنین کبکی خیلی زیاد است و  عمل نکردن شما به توصیه بالا علاوه بر این که باعث می شود که کبک را از دست بدهید سبب می شود که حیوان پس از تحمل رد و رنچ فراوان بمیرد.

·          اگر از تفنگ دو لول استفاده می کنید، پس از شلیک یک تیر کاملا صبر کنید تا مطمئن شوید که دیگر کبکی نخواهد پرید و بعد اقدام به تعوض پوکه با فشنگ کنید. تجربه خود من ثابت کرده است که خیلی وقتها کبک های باتجربه حتی پس از شلیک تیر هم نمی پرند و شکارچی را در نظر می گیرند و هنگامی که احساس می کنند که دیگر حواسش پرت شده از فرصت استفاده می کنند و فرار می کنند.

·          هنگامی که تیراندازی زیادی در منطقه انجام می شود، کبکها معمولا به صورت تکی در می آیند و در همه جا پخش می شوند در چنین زمانهایی کبک هر جایی می تواند باشد، پس هیچ وقت بی خیال نشوید.

·          در اول فصل و تا موقعی هنوز هوا گرم است و اولین بارندگی ها صورت نگرفته کبک ها برای هنگام صبح برای آب خوردن به کف دره ها می روند و گرمای ظهر را در سایه های کف دره سپری می کنند و به هنگام غروب دوباره بالا می کشند.

·          پس از اولین بارندگی ها و پر شدن سنگآب ها و سرد شدن هوا کبکها دیگر به کف دره ها نمی روند و همان بالا ها می مانند در چنین روزهایی چنانچه هوای منطقه سرد شده باشد به هنگام صبح می توانید آنها را در دامنه های جنوبی و آفتابگیر در حالی که مشغول گرفتن حمام آفتاب هستند پیدا کنید و نیز همین حالت در هنگام غروب در دامنه های غربی تر پیش می آید.

http://darkooh.persianblog.ir

 

 

+ علیرضا صمدی بهرامی ; ۳:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٤/٢۱

 

جوجه های کبک به محض بيرون آمدن از تخم، لانه را ترک می کنند و مثل جوجه های مرغ خانگی، دنبال مادر خود به راه می افتند.

آنها با استتار بسيار خوب، خود را از چشم حيوانات شکارچی، مخفی می کنند.

+ علیرضا صمدی بهرامی ; ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٤/۱٤
    پيام هاي ديگران ()   

 

دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ             که ز سرپنجه شاهین قضا غافل بود

+ علیرضا صمدی بهرامی ; ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٤/۱۳
    پيام هاي ديگران ()   

 

راهنمای شکار کبک

 

از امروز می خواهم در مورد شکار کبک مطلب بنویسم. این مطلب که ترکیبی است از تجربیات شخصی من و مطالب موجود در سایت http://www.iron-horse.us  که شامل قسمتهای زیر خواهد بود:

  1. نوع اسلحه و مهمات مورد نیاز
  2. لوازم مورد نیاز
  3. چگونگی یافتن کبک
  4. سازوکار و روش های شکار
  5. شرایط آب و هوایی

توجه داشته باشید که این مطلب به درد کسانی می خورد که قبلا تیراندازی به هدفهای ثابت و متحرک را به خوبی فراگرفته و در آن مسلط باشند.

 

نوع اسلحه و مهمات مورد نیاز

 

از تفنگ ساچمه زنی در انواع و کالیبرهای گوناگون می توان برای شکار این پرنده استفاده کرد. خود من از یک تفنگ ساچمه زنی دو لول، مونت کارلو مجارستان کالیبر 12 مگنوم (مدل کوسه ته پر) استفاده می کنم. البته در این که کالیبر 12 برای شکار کبک، بسیار بزرگ است، شکی نیست. یکی از مضرات  استفاده از اسلحه های کالیبر 12، خستگی ناشی از سنگینی این اسلحه در آخر روز شکار است و استفاده از کالیبر 20 برای این منظور مناسبتر است. با این وجود کالیبر 12 در ایران بسیار رایج تر است. جدای از مساله کالیبر، باید اسلحه ای به کار برد که در شرایط مختلف جوی نظیر باد، باران، بوران و برف و پوشیده شدن اسلحه با خاک و گل که در شکار کبک با آن مواجه خواهید شد، بتواند شلیک کند. برای آشنايی بيشتر با انواع اسلحه و مشخصات آنها می توانيد به سايتهای زير مراجعه کنيد:

 

اسباب و لوازم مورد نیاز

 

در این قسمت، فهرستی از وسایل ضروری را گرد آورده ام:

  • پوتین: بهترین پوتین موجود را با توجه به بودجه ای که دارید بخرید.
  • لباس گرم مناسب و سبک با لایه طبیعی
  • کلاه مناسب لبه دار برای پوشش صورت و چشم ها از تابش نور آفتاب در اوایل فصل و کلاه گرم برای زمستان
  • دستکش مناسب که مانع از چکاندن ماشه نشود.
  • فندک گازی و یا کبریت ضد آب
  • نقشه و یا درصورت امکان GPS
  • چراغ قوه
  • قمقمه یا هر وسیله دیگری که بتوان آب را در آن نگاه داشت.

 

کجا می توان کبک را یافت

 

یافتن محل کبک زیاد دشوار نیست و بسته به شرایط توپوگرافی، آب و هوایی و جغرافیایی منطقه، زمان و ساعت دارد که جداگانه درباره آنها بحث میشود:

 

توپوگرافی (شکل زمین)

 

اگر شما اهل سربالایی رفتن نیستید، بهتر است که شکار کبک را فراموش کنید. کبک ها دوست دارند که سربالایی راه بروند. بودن در بلندی، امتیاز با ارزشی برای کبک محسوس می شود. کبک در هنگام احساس خطر از این امتیاز استفاده می کند و معمولا همیشه به سمت پایین پریده و از ارتفاعی که در آن بوده برای افزایش سرعت پرواز خود استفاده می کند. کبک ها عاشق مناطق پر شیب و سنگلاخی  هستند که رفتن به این مناطق و شکار در انجا مشکل است. در واقع هر جا که شما احساس کردید رفتن به آنجا مشکل و پردردسر خواهد بود، احتمال اینکه آنجا کبک بیابید بیشتر است.

 

شرایط آب و هوایی

 

باران:

 

باران بدترین حالت است. در دمای نزدیک صفر و با بارش باران، نمی توان گرم ماند. با در نظر گرفتن مشکلاتی همچون گیر کردن ماشین در راه، پوشیده شدن کامل پوتین ها با گل (مخصوصا اگر بخواهید با این پوتین های گلی روی صخره های خیس راه بروید !) و صدها مشکل دیگری که در روز بارانی با آن مواجه خواهید شد، ماندن در خانه و تماشای فوتبال یا فیلم، عاقلانه ترین کاری است که می توان به جای رفتن به شکار کبک، انجام داد. با اینحال اگر بخواهیم دو مقوله منطق و شکار کبک رو از هم جدا کنیم، اگر در باران به شکار کبک رفتید و آنها را پیدا کردید، به احتمال زیاد آنها سر جای خود خواهند ماند و شکار آنها آسانتر است، چون کبک علاقه ای به اینکه بالهای خیس خود را در معرض باد قرار بدهد ندارد و نمی پرد.

 

برف:

 

برف در شکار کبک دوست شماست. وقتی در زمستان برف می بارد، کبک ها در دامنه های رو به جنوب، در کنار خط برف یا نزدیک به آن، جمع می شوند. منظور از خط برف جایی است که برف تمام شده و زمین بدون برف نمایان است. تا زمانی که مقدار برف زیاد نشده باشد، کبک می تواند با کندن آن تا عمق 20 سانتیمتری، غذا بیابد و ادامه حیات دهد.

اگر عمق برف بیشتر شود، کبک به مناطق پایین تر که ارتفاع برف در انجا کمتر است، کوچ خواهد کرد.

 

باد:

 

کبک باد را دوست ندارد. هنگام وزش باد، کبک ها خود را در دره ها، پشت صخره ها و یا هر جای دیگری که آنها را از باد حفظ کند، جا می گیرند. در روزهای بادی، حواس خود را روی این مکانها، متمرکز کنید.

 

دما:

 

سرما نیز یکی از عوامل موثر برای یافتن آسانتر کبک است. وقتی هوا سرد است، کبک ها را می توان در دامنه های رو به جنوب، در حفره هایی که در معرض باد نیستند یافت. در این وضعیت، آنها علاقه ای به رها کردن این حفره های گرم و نرم ندارند و شما می توانید آنها را بیابید. بر خلاف روزهای سرد، در روزهای گرم، کبک ها معمولا از فاصله 50 متری شما پرواز و از شما دور خواهند شد.

 

تغییرات روزانه:

 

پاهای قوی کبک، برای لم دادن و ماندن در یک جا شاخته نشده اند. کبک ها روزانه از محلی به محل دیگر می روند و اساس این تغییر جا برای یافتن آب، غذا و پناهگاه می باشد.

 

آب:

 

 شنیده بودم که در روزهای گرم، کبک معمولا دو بار از چشمه آب می خورد. یکبار  بعد از خروج از پناهگاه شبانه، قبل از طلوع خورشید و یکبار هم قبل از رفتن به پناهگاه هنگام عصر. ولی دیده ام که در هنگام ظهر نیز، کبک ها برای نوشیدن آب به سمت چشمه رفته اند و یا در پاییز، هر جا که آب بیابند می خورند و معمولا در محلهای دائمی آب و چشمه ها نمی توان آنها را یافت.

 

چرا:

 

کبک چرا را از بامداد آغاز می کند و در طول روز به تناوب ادامه می دهد. کبک پرنده خوش خوراکی است و چینه دان هر کبکی که شکار می کنید، بجز در شرایط بد آب و هوایی، معمولا پر از چیزهایی است که تا آن موقع خورده. آگرچه آنها ساقه های سبز گیاهان را برای خوردن ترجیح می دهند ولی از حشرات، دانه ها، علفها و هر چیز قابل خوردن دیگری که بیابند، تغذیه می کنند. هنگام چرا آنها از صخره های محبوب خود جدا شده و گشت می زنند و این فاصله گرفتن از جایی که محل سکونت طبیعی آنهاست، با پیشرفت زمستان بیشتر می شود و گاه به صدها متر می رسد.

 

استراحت:

 

در هوای گرم، کبک ها در سایه صخره ها مستقر می شوند و در هوای سرد دوست دارند که بر روی سطوح رو به آفتاب صخره های رو به جنوب، لم دهند. در هر دو صورت، این مکان جایی خواهد بود که بتوانند هنگام خطر، به پایین پرواز کنند  و یا امکان دویدن به بالا را داشته باشند.

 

اقامت در شب:

 

هنگام عصر، کبک به طرف پناهگاهی که برای گذراندن شب انتخاب کرده می رود و تمام شب و گاهی حتی مقداری از روز را در هوای سرد، در آن سپری می کند. کبک معمولا همیشه در صخره ها منزل می کند و احتمال اینکه آن را درست در لبه پایین صخره یافت از همه جا بیشتر است.

 

تغییرات فصلی:

 

اگر فصل شکار را را به سه بازه زمانی تقسیم کنیم، این بخش را بهتر می توان توضیح داد: بازه اول از روز اول فصل تا زمان شروع بارندگی های پاییزی، دوم از زمان شروع بارش باران تا زمانی که بارش قابل توجه برف ( به میزان زیاد که باعث کوچ کبک بشود) آغاز می شود و سوم از زمان بارش برف تا انتهای فصل.

کوچ کبک ها در فواصل زمانی مذکور انجام می گیرد. در بازه زمانی اول، کبکها در منابع آب و چشمه ها دور هم جمع می شوند تا گروه های بزرگتری تشکیل دهند. در بازه دوم، کبک ها دامنه های شمالی را برای پیدا کردن گیاهانی که پس از باران روییده اند، به سمت بالا می پیمایند و بعد از بارش برفهای سنگین در بازه زمانی سوم، آنها به دامنه های جنوبی نقل مکان می کنند.

 

بازه زمانی اول (ابتدای فصل):

 

یکی از مهمترین عوامل ادامه حیات کبک، آب است. قبل از بارش بارانهای پاییزی، سطح موفقیت شما در شکار این پرنده، به میزان دانش شما از محل و موقعیت چشمه های دائمی بستگی دارد.

 

بازه زمانی دوم:

 

در این زمان، رویش گیاهان، کبک ها را از پناهگاه ها و حفره های نزدیک چشمه ها بیرون کشیده و در چهار گوشه منطقه پخش می کند. بدین ترتیب پیش بینی محل استقرار کبک بسیار مشکل است. آنها هر جا ممکن است باشند. میزان تجربه شکارچی و دانش او از رفتار کبک ها و تاکتیک های شکار این پرنده، در این زمان به یاری او خواهند آمد.

 

بازه سوم (انتهای فصل):

 

بارش برف به کمک شما خواهد آمد. برف زیاد، کبک را از بلندی ها به زیر کشیده و شکارچی های تنبلیرا که نای بالا رفتن از کوه را ندارند خوشحال می کند. در این موقع از فصل، کبک ها در دامنه های رو به جنوب، در کنار خط برف یا نزدیک به آن، جمع می شوند. منظور از خط برف جایی است که برف تمام شده و زمین بدون برف نمایان است. تا زمانی که مقدار برف زیاد نشده باشد، کبک می تواند با کندن آن تا عمق 20 سانتیمتری، غذا بیابد و ادامه حیات دهد.

 

استراتژی و تاکتیک های شکار کبک

 

آیا می دانید بهترین استراتژی و تاکتیک برای شکار کبک چیست؟

 

پوشش منطقه تا حد امکان و سکوت

 

کبک می تواند انرژی و نیروی شما را به طور کامل تخلیه کند. نیروی بدنی شما محدود است و باید از آن به بهترین نحو استفاده کنید. کبک رو به بالا می دود و رو به پایین می پرد. سالها پیش، وقتی تجربه نداشتم، دنبال کبک در سربالایی ها می دویدم تا آنها را در تیررس خودم قرار دهم. این روش کارساز نبود. چرا که کبک ها سریعتر می دویدند و گهگاهی می ایستادند و نگاه می کردند که آیا من هنوز در تعقیب آنها هستم یا نه ! در این حالت بعد از مدتی دویدن در سربالایی، می ایستادم و با هن هن و تپش شدید قلب، نظاره گر پرواز و فرار دسته کبکی می شدم که دنبالش بودم ! این روش، کار درستی نیست و جز هدر دادن انرژی شما، ثمری ندارد.

استراتژی موثر، تعادل در ارتفاع است. ارتفاع خود را اگر ضرورتی ندارد، عوض نکنید. سعی کنید میزان دامنه هایی که باید از آنها بالا بروید را به کمترین مقدار ممکن برسانید.

تاکتیک های مختلفی برای شکار کبک وجود دارد که موفقیت در اغلب آنها بستگی به همراه داشتن سگ تربیت شده برای این کار دارد. با این وجود بدون سگ هم می توان به شکار کبک رفت و چون امکان تربیت و داشتن سگ، برای اکثر ما وجود ندارد، فقط در مورد روش شکار کبک بدون سگ صحبت می کنم.

شکار کبک بدون سگ مشکل تر است. باید تکنیک های یافتن کبک را که قبلا توضیح دادم، به خوبی فراگرفته و بکار گیرید. باید به جای استفاده از حس بویایی و غریزه شکاری سگ، از چشم و گوش و دانش خود از رفتار کبک ها، به دقت استفاده کنید.

سعی کنید صدای کبک را تقلید کنید. این کار را می توان با وسایل مخصوص این کار انجام داد که متاسفانه در بازار ایران یافت نمی شود (یا حداقل من ندیدم) بنابراین یا باید زحمت تقلید صدا را خودتان بکشید و یا اینکه از این کار منصرف شده و منتظر بمانید تا کبک ها خود به صدا درآیند. اگر کبکی را یافتید که به صدای شما پاسخ می دهد، دوربین خود را به سمت صدا گرفته و آن منطقه را به خوبی پاک کنید. معمولا در هر دسته کبک، کبکی به عنوان نگهبان وجود دارد که در نوک صخره ای که دسته در اطراف آن قرار دارد، می نشیند تا مراقب شکارچیان باشد. اگر آدم خوش شانسی باشید، این نگهبان را در میان صخره، خواهید یافت.

اگر بنا دارید که دسته کبک را با صدا یا جستجوی چشمی بیابید، بعد از یافتن آنها، باید آنها را دور زده و به طرف بالای محلی که آنها را یافته اید حرکت کرده و سپس پایین بیایید. اگر شما بالا سر کبک ها باشید، شانس شما در شکار آنها بیشتر خواهد بود. ولی اگر از پایین به سمت آنها حرکت کنید، سریعتر از شما به طرف بالا فرار خواهند کرد و هرگز به آنها نخواهید رسید.

وقتی دسته کبکی را فراری می دهید، قسمت اصلی را با چشم تعقیب کرده و سعی کنید محلی که فرود می آیند را نشان کنید. اگر آنها از دامنه دید شما خارج شدند، آخرین نقطه ای که آنها را دیده اید، نشان کنید. چون احتمالا خیلی نزدیک به آنجا فرود آمده باشند. سپس به نزدیک محلی که نشان کرده اید رفته، بایستید و گوش دهید. ظرف مدت 5 تا 10 دقیقه، معمولا صدای آنها را خواهید شنید. دسته اصلی و کبک های پراکنده شده، همدیگر را صدا می کنند تا دسته اولیه را مجددا تشکیل دهند.

کبک های بالغ، بسیار هوشیار و مراقبند. هنگام شکار، باید همیشه ساکت باشید. اگر با همراهتان حرف بزنید و یا فریاد بکشید، آنها از فاصله خارج از تیررس اسلحه شما، فرار خواهند کرد. البته امکان اینکه شما به یک دسته کبک نزدیک شوید، بدون اینکه آنها شما را ببینند خیلی کم است. ولی اگر ساکت باشید، می توانید قبل از اینکه پرواز کنند، به فاصله مناسبی از آنها برسید. سعی کنید اگر با کسی به شکار می روید، به جای حرف زدن با اشاره دست و علامت دادن، همدیگر را از موقعیت کبک ها باخبر سازید.

بعد از تیراندازی، وقتی کبک تیر خورده فرود می آید، فقط و فقط به آن و به جایی که می افتد خیره شوید و به هیچ جای دیگر نگاه نکنید. به خاطر داشته باشید ارزش کبکی که در ساک شکار شما باشد، بسیار بیشتر از آنی است که در کوه گم کنید. اگر تفنگتان خالی شده، در عین حالی که فقط کبک را نگاه می کنید، آن را پر کنید. این کار نیاز به تمرین دارد و باید به انجام دادن آن مسلط شوید.

اگر کبک زخمی شده بود و پس از افتادن، بلند شده و به راه افتاد، روی زمین به آن شلیک کنید. فکر صرفه جویی در مصرف فشنگ و یا گرفتن کبک را از سر خود بیرون کنید. کبک می تواند با سرعت 45 کیلومتر در ساعت به طرف بالا بدود و شما هرگز به آن نخواهید رسید.

 

تا بعد...

+ علیرضا صمدی بهرامی ; ۳:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٤/٢
    پيام هاي ديگران ()   

 

همه چيز درباره کبک

 

 

 

 

منبع:

Lara Peterson (author), University of Michigan: February, 2001.
Terry Root (editor), University of Michigan: February, 2001.

نام علمي:

Alectoris chukar
(chukar)

طبقه بندي علمي:

Kingdom: Animalia

Phylum: Chordata

Subphylum: Vertebrata

Class: Aves

Order: Galliformes

Family: Phasianidae

Genus: Alectoris

Species: Alectoris chukar

 

پراکندگي:

 

14 گونه مختلف از اين نوع پرنده تا کنون شناسايي شده است. زيستگاه طبيعي اين پرنده از کوههاي منطقه خاورميانه و آسيا از شرق يونان و جنوب بلغارستان , آسياي صغير تا منچوري چين گسترده است. کبک در آمريکاي شمالي, هاوايي و نيوزيلند نيز از جمعيت خوبي برخوردار شده است.


زيستگاه طبيعي:

 

کبک را مي توان در دامنه ها, کوه ها و صخره ها يافت.

 

مشخصات ظاهري:

 

وزن: از 510 تا 680 گرم با متوسط 595 گرم

نرها (با وزن 510 تا 800 گرم) کمي از ماده ها (با وزن 450 تا 680 گرم) از لحاظ طول و وزن بزرگترند. ترکيب پرها در هر دو جنس نر و ماده يکسان است. رنگ اين پرنده قهوه اي مايل به خاکستري در بالا و زرد کمرنگ در قسمت شکم است. يک خط سياه از قسمت جلوي سر آغاز شده و پس از عبور از چشمها و گردن, در قسمت بالاي سينه تمام مي شود و سر و سينه خاکستري پرنده را از قسمت سفيد رنگ گلو جدا مي کند. پهلوي پرنده با ترکيبي از رنگ سياه و شاه بلوطي متمايل به سفيد پوشانده شده  و پرهاي انتهايي بال, به رنگ شاه بلوطي هستند. نوک, لبه پلکها, ساق و پاهاي کبک به رنگ صورتي تا قرمز سير هستند. اگرچه هر دو جنس نر و ماده ممکن است داراي يک سيخک کوچک در قوزک پا باشند, ولي اين معمولا از مشخصات جنس نر است. کبک هاي نابالغ کوچکتر هستند و به رنگ قهوه اي و خاکستري هستند. در زيستگاه طبيعي اين پرنده, رنگ آن بسته به موقعيت جغرافيايي منطقه متغير است. رنگ پرندگان مناطق خشک تر, بيشتر متمايل به خاکستري و سفيد است.

 

توليد مثل:

جوجه های کبک

 

فواصل توليد مثل: کبک ها بسته به شرايط محيطي, يک مرتبه در سال توليد مثل مي کنند.

فصل توليد مثل: از فروردين آغاز شده و بسته به منطقه جغرافيايي ممکن است تا اواخر تير و اوايل مرداد نيز در مناطق سردسير ادامه يابد.

تعداد تخم ها: از 7 تا 21 عدد

مدت زمان خوابيدن بر روي تخم ها: 24 روز به طور متوسط

کبک ها تک همسر هستند. نرها با نشان دادن تمايل خود به ماده با کج کردن سر و باز کردن بالها و نمايش آنها در اواخر اسفند اقدام به جفت گيري مي کنند. هنگام خشکسالي و کمبود غذا, عمل توليد مثل ممکن است محدود به چند پرنده شود. نرها از ماده ها در مقابل نرهاي ديگر محافظت مي کنند.

 آشيانه کبک از ساقه هاي ساده که گاهي با پر و خاشاک پوشانده مي شود,  در ميان صخره ها و يا مناطق پر از بوته و خاشاک, تشکيل مي گردد. يافتن آشيانه کبک ها مشکل است و به خوبي تحت مطالعه قرار نگرفته اند.  تعداد تخم ها بسته به شرايط محيطي از 7 تا 21 عدد متغير است. دوره خوابيدن روي تخم ها معمولا 24 روز است و اين عمل معمولا وظيفه ماده است. از اواسط ارديبهشت تا اواسط مرداد, جوجه ها از تخم بيرون مي آيند که بستگي به موفقيت تخم اول دارد. جوجه ها در هنگام بيرون آمدن از تخم, باهوش و توانا هستند و مي توانند پس از چند هفته, پرواز کنند. پس از گذشت 12 هفته, جوجه ها بالغ مي شوند. نرها معمولا تا زمان پرورش جوجه ها با خانواده مي مانند, اگرچه بعضي از آنها پس از تخمگذاري ماده, خانواده را ترک و به نرهاي ديگر ملحق مي شوند. هنوز زمان زيادي تا شناختن کامل عادات توليد مثل کبک ها مانده است.

مادر و شايد هم پدر, از جوجه ها مراقبت مي کنند تا آنها مستقل گردند.

 

رفتار:

 

کبک ها در هنگام صبح و بعد از ظهر در روي زمين به چرا مشغولند. آنها مهاجرت نمي کنند و جابجايي هاي فصلي آنها فقط در ارتفاع است. پرواز کبک معمولا در هنگام احساس خطر انجام مي شود و به مسافتهاي کوتاه و در سراشيبي محدود است. هنگام عبور از ناهمواريهاي سطح زمين, کبکها بر روي پاهاي خود جست مي کنند و ترجيح مي دهند بدوند تا پرواز کنند. گروه اجتماعي اوليه از يک دسته کبک شامل تعداد گوناگوني از بالغ ها و جوجه هايشان تشکيل مي شود و بزرگترين گروه ها را مي توان در چشمه ها ديد. گروههاي بزرگتر در زمستان تشکيل مي شوند. کبک ها در هنگام شب را زير بوته ها و يا داخل صخره ها به سر مي برند. نرها به طور فعال از قلمرو خود دفاع مي کنند.

 

ارتباط و قوه ادراک:

 

کبک در حالتهاي گوناگون, از صداهاي مختلف استفاده مي کند که به سه دسته تقسيم مي شوند: هشداري, جنگي و جنسي. بيشترين صدايي که از کبک شنيده مي شود با آواي chuck, chuck ,… است که از هر دو جنس نر و ماده بر مي آيد که به تدريج به آواي chukar, chukar ,… تبديل ميگردد و از فواصل دور قابل شنيدن است. از اين رو نام کبک را Chukar Partridge گذاشته اند.

 

عادات غذايي:

 

کبک معمولا از گياهان شامل علفها و دانه هاي آنها, برگ گياهان و ميوه بوته ها بر اساس فراواني و دسترسي فصلي تغذيه مي کنند.

غذاهاي جانوري: حشرات

غذاهاي گياهي: گيلهان سبز, برگها, دانه ها, حبوبات و ميوه ها

 

اهميت منفي اقتصادي براي انسان:

 

کبک به پراکندگي و رشد علفهاي هرزه کمک مي کند. همچنين کبک مستعد ابتلا به بيماري هاي مرغي بوده و در مزارع پرورش اين پرنده, مي تواند آن را به انسان منقل کند.

 

اهميت مثبت اقتصادي براي انسان:

 

کبک Chukar اولين پرنده اي قابل شکار است که در سال 1893 به آمريکاي شمالي وارد شده و براي آژانس هاي شکار در اين منطقه ايجاد درآمد کرده است. دشواري شکار اين پرنده و وجود آن در دامنه ها و مناطق دوردست, شکار اين پرنده را براي شکارچيان جذاب مي کند. گوشت کبک نيز از طعم بسيار خوشمزه اي برخوردار است.

 

وضعيت بقا:

 

نسل کبک ها به صورت جهاني در معرض خطر نيست. در اکثر مناطق, جمعيت آنها ثابت بوده يا در حال افزايش است. با وجو اين, با از بين رفتن زيستگاه هاي طبيعي و شکار بيش از حد, ممکن است بر جمعيت آنها موثر باشد. همچنين انتقال بيماري از مرغ هاي خانگي و يا بوقلمون ها, مي تواند بر جمعيت آنها اثر گذارد.

 

مراجع:

References

Christensen, C. 1996. Chukar: Alectoris chukar.. Pp. 1-20 in A. Poole, F. Gill, eds. The Birds of Noth America (0):258. Philedelphia, PA: The Academy of Natural Sciences of Philedelphia.

Cole, F., L. Loope, A. Medeiros, J. Raikes, C. Wood. 1995. Conservation implications of introduced game birds in high elevation Hawaiian shrubland. Conservation Biology, 9: 306-313.

Del Hoyo, J., A. Elliot, J. Sargatal. 1994. Alectoris Chukar. Pp. 485-486 in Handbook of the birds of the world, vol. 2: New world vultures to guinea fowl. Barcelona: Lynx Edicons.

Erbeck, D., S. Nunn. 1999. Chlamydiosis in pen-raised bobwhite quail (Colinus virginianus) and chukar partridge (Alectoris chukar) with high mortality. Avian Diseases, 43: 798-803.

National Geographic Society, 1999. Field guide to North American birds, 3rd ed.. Washington, D.C.: National Geographic Society.

+ علیرضا صمدی بهرامی ; ٢:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٢/٢٩
    پيام هاي ديگران ()   

 

+ علیرضا صمدی بهرامی ; ٦:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱٢/٢۱
    پيام هاي ديگران ()